آرشیو آبان ماه 1394

آرشیو آبان ماه 1394

گسترش فرهنگ ايثار وشهادت

آداب معاشرت درقران (1)

۲۰۹ بازديد

آداب معاشرت درقران (1)

آية الله محمد تقى مصباح يزدى

بحث درباره آداب معاشرت است. در اين باره در قرآن كريم مسائلى مطرح شده كه بعضى از آنها عموميت دارد و بعضى درباره رسول اكرم‏صلى الله عليه وآله وسلم است كه شايد با بيانى كه عرض مى‏كنيم كمابيش قابل توسعه باشد.

1- آداب عمومى

آنچه مربوط به عموم افراد است، آدابى چند است كه در اين جا به بعضى از آنها اشاره مى‏كنيم: در سوره نور چندين آيه هست كه كما بيش با هم مربوط است و از آيه 27 شروع مى‏شود: «يا ايها الذين آمنوا لاتدخلوا بيوتا غير بيوتكم حتى تستانسوا و تسلموا على اهلها ذلكم خير لكم لعلكم تذكرون × فان لم تجدوا فيها احدا فلاتدخلوها حتى يؤذن لكم و ان قيل لكم ارجعوا فارجعوا هو ازكى لكم والله بما تعملون عليم; اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد، به خانه‏هايى كه خانه‏هاى شما نيست داخل مشويد تا اجازه بگيريد و بر اهل آن سلام گوييد. اين براى شما بهتر است، باشد كه پند گيريد. و اگر كسى را در آن نيافتيد پس داخل مشويد تا به شما اجازه داده شود و اگر به شما گفته شد: «برگرديد»، پس برگرديد، كه آن براى شما سزاوارتر است و خدا به آنچه انجام مى‏دهيد داناست.»

لطفا براي ادامه ، به ادامه مطلب كليك كنيد!!!!!

آداب معاشرت در قرآن (2)

۲۱۵ بازديد

آداب معاشرت در قرآن (2)

آية الله محمد تقى مصباح يزدى

1 - 4 - آداب نشستن

ديگر از آداب معاشرت كه در قرآن كريم مورد تاكيد واقع شده اين است كه در مجالس طورى بنشينند كه اگر تازه واردى، آمد جاى نشستنش باشد. معمولا مجالس ظرفيت محدودى دارد و اگر همه افراد بخواهند آزاد و راحت‏بنشينند ممكن است جا براى ديگران تنگ بشود از اين رو دستور داده شده كه در مجالس وقتى به شما گفته مى‏شود كه جا باز كنيد تنگتر بنشينيد و جا به ديگران بدهيد كه خدا هم به شما وسعت‏بدهد. در آيه 11 سوره مجادله مى‏فرمايد: «يا ايها الذين آمنوا اذا قيل لكم تفسحوا فى المجالس فافسحوا يفسح الله لكم‏» درباره شان نزول اين آيه گفته‏اند: كسانى كه خدمت پيامبرصلى الله عليه وآله وسلم شرفياب مى‏شدند دور پيغمبر تنگاتنگ حلقه مى‏زدند و كسانى كه بعد مى‏آمدند ديگر جا براى ايشان نبود اين است كه در اين آيه اشاره مى‏فرمايد طورى نباشد كه اگر كسى كارى دارد يا مى‏خواهد سخنى از پيغمبر اكرم‏صلى الله عليه وآله وسلم بشنود جا براى او نباشد.
بعد اضافه مى‏فرمايد: «و اذا قيل انشزوا فانشزوا» بعضى از مفسران گفته‏اند كه منظور اين است كه اگر شخص محترمى وارد شد و به شما گفته شد بلند شويد و جاى خود را به او بدهيد اين كار را انجام بدهيد و در ذيل آيه دارد: «يرفع الله الذين آمنوا منكم والذين اوتوا العلم درجات‏» اين ذيل مى‏تواند مؤيدى براى اين تفسير باشد كه در بين شما كسانى هستند كه مزايايى دارند و احترامشان براى شما لازم است از جمله مؤمنين خالص و علماى ربانى كه نزد خدا محترمند و خدا آنها را بلند مرتبه قرار مى‏دهد. «اذا قيل انشزوا» يعنى هنگامى كه به شما گفتند برخيزيد تا شخص محترمى بنشيند، برخيزيد و به او جا بدهيد و بى‏احترامى نكنيد زيرا اشخاص متقى و عالم، نزد خداى متعال مقامى بلند دارند.

لطفا براي ادامه ،به ادامه مطلب برويد!!!!!!

درس هاي عاشورا - مقالات عاشورايي

۲۷۹ بازديد

درس هاي عاشورا – مقالات عاشورايي – پوستر شهيد محمّد علي دولت آبادي

درس هاي عاشورا

فداكاري در راه مكتب

امام حسين عليه السلام با عمل خود به انسان هاي مؤمن آموخت هنگامي كه اساس مكتب با خطر مواجه مي شود، بايد در راه حفظ آن از هيچ گونه فداكاري دريغ نورزند. امام حسين عليه السلام وقتي ديد زمام جامعه اسلامي به دست فردي مثل يزيد افتاده است كه به صورت علني احكام الهي را زير پا مي گذارد قيام كرد و مردم را هم براي مبارزه با يزيد فرا خواند و در اين راه از جان و مال و فرزندان و يارانش گذشت و اجازه نداد كه مرد فاسقي چون يزيد احكام الهي را پايمال سازد و فرمود: «اي شمشيرها، اگر دين محمّد صلي الله عليه و آله وسلم جز با قتل من حفظ نمي شود، مرا در بر گيريد». بدين ترتيب عمل آن حضرت الگويي شد براي تمام انسان هاي مومن كه در مواقع به خطر افتادن ارزش هاي الهي با سرمشق گرفتن از عمل كرد امام حسين عليه السلام در برابر طاغوت ها قيام كرده، جلو تعدي آنها را بگيرند و از اين طريق ارزش هاي ديني را در طول قرون متمادي از خطرها حفظ كنند.

آزاده زندگي كردن

يكي از درس هاي مهم نهضت عاشورا براي همه انسان ها اين بود كه صرف نظر از هر عقيده اي كه دارند، سعي كنند در زندگي آزاده باشند و تن به هيچ گونه خواري ندهند و تسليم ستم هيچ ستمگري نشوند. آري، آن هنگام كه مرد ستمگري چون يزيد او را به بيعت با خود فرا خواند، در جواب او فرمود: «هرگز دست ذلّت به شما نمي دهم و هم چون برده ها تسليم شما نمي شوم» و بارها جمله «مَوتٌ في عزٍّ خيرٌ مِن حياةٍ في ذُلٍّ؛ مرگ با عزت بهتر از زندگي ذليلانه است»، را بر زبان جاري ساخته، انسان ها رابه آزادگي دعوت كرد. در كربلا وقتي آن حضرت را بين مرگ و بيعت با ستمگري چون يزيد مخيّر ساختند، فرمودند: «اين گروه ستم پيشه مرا به انتخاب يكي از دو چيز يعني جنگ و پذيرش ذلت مجبور كردند. امّا محال است كه من به ذلّت تن دهم».

لطفا براي ادامه ، روي ادامه مطلب كليك كنيد!!!!!