فيام حسيني تجلي شهادت درمسير اصلاح وبصيرت اسلامي

۳۰۲ بازديد

قيام حسيني، تجلي شهادت در مسير اصلاح و بصيرت:

 قيام حسيني تجلي شهادت در مسير اصلاح و بصيرت اسلامي،پوسترشهيد محمد علي دولت آبادي    
 

ضرورت قيام امام حسين(ع)

امام حسين (ع) در دوره اي به امامت رسيد كه انحراف ها، كج روي ها و بدعت هاي حاكم‌، اسلام را شكسته بود؛ در اين زمان اسلام از درون تهي شده و ملعبه اي در دست معاويه بود. ياران نخستين پيامبر (ص) كه توحيد ده ساله ايشان را تجربه كرده بودند، به سه دسته تقسيم شده بودند؛ گروهي مانند ابوذر، عمار و ميثم نتوانستند انحراف ها را تحمل كنند و به شهادت رسيدند. گروهي ديگر براي به دست آوردن بهشت به جاي آنكه در جبهه شركت كنند، گوشه امن رياضت را انتخاب كردند و دسته سوم كه از جهاد و هجرت در كنار پيامبر (ص) به افتخارهايي رسيده بودند، همه را در كاخ سبز معاويه به فروش رساندند.
كوفه كه روزگاري مركز قدرت اسلام و خلافت حضرت علي(ع) بود، روحيه، شخصيت و هويت انقلابي خود را از دست داده بود.
هراندازه مسلمانان از عصر پيامبر (ص) دور مي شدند، خوي و خصلت مسلماني را بيشتر فراموش مي كردند و سيرت هاي عصر جاهلي به تدريج بين آنان زنده مي شد؛ چه اينكه برتري فروشي نژادي باعث رو در روي هم قرار گرفتن قبيله ها شده بود.

 

  شهادت را نه در جنگ،در مبارزه ميدهند

براي مطالعه كامل متن، روي ادامه مطلب  كليك كنيد!!!

قيام حسيني، تجلي شهادت در مسير اصلاح و بصيرت:

 

        قيام حسيني تجلي شهادت در مسير اصلاح و بصيرت اسلامي

ضرورت قيام امام حسين(ع)

امام حسين (ع) در دوره اي به امامت رسيد كه انحراف ها، كج روي ها و بدعت هاي حاكم‌، اسلام را شكسته بود؛ در اين زمان اسلام از درون تهي شده و ملعبه اي در دست معاويه بود. ياران نخستين پيامبر (ص) كه توحيد ده ساله ايشان را تجربه كرده بودند، به سه دسته تقسيم شده بودند؛ گروهي مانند ابوذر، عمار و ميثم نتوانستند انحراف ها را تحمل كنند و به شهادت رسيدند. گروهي ديگر براي به دست آوردن بهشت به جاي آنكه در جبهه شركت كنند، گوشه امن رياضت را انتخاب كردند و دسته سوم كه از جهاد و هجرت در كنار پيامبر (ص) به افتخارهايي رسيده بودند، همه را در كاخ سبز معاويه به فروش رساندند.
كوفه كه روزگاري مركز قدرت اسلام و خلافت حضرت علي(ع) بود، روحيه، شخصيت و هويت انقلابي خود را از دست داده بود.
هراندازه مسلمانان از عصر پيامبر (ص) دور مي شدند، خوي و خصلت مسلماني را بيشتر فراموش مي كردند و سيرت هاي عصر جاهلي به تدريج بين آنان زنده مي شد؛ چه اينكه برتري فروشي نژادي باعث رو در روي هم قرار گرفتن قبيله ها شده بود.

حركت براي بيداري

در چنين شرايطي، امام حسين (ع) نداي هشدار و خطر برآورد؛ چه اينكه هنگامي كه با خبر شد يزيد خليفه ي مسلمانان شده است، با تأسف فرمودند: «اِنا لِله و انا اليه راجعون و علي الاسلام السلام، اذ قد بليت الامه براع مثل يزيد»: فاتحه اسلام را بايد خواند؛ زماني كه امت اسلام خليفه اي مانند يزيد داشته باشد.
دراين زمان لازم بود امام حسين(ع) براي بيداري و آگاه ساختن اين مردم به خواب رفته و غفلت زده، حركتي انجام دهد و به پا خيزد. آنگونه كه انگيزه قيام خود را چنين بيان كرده است: «اني لم اخرج اشراً و لا بطرو لا مفسداً و لا ظالماً و انما خرجت لطلب اصلاح في امه جدي»: من نه از روي خود خواهي و سركشي و هوسراني و نه براي ايجاد فساد و ستمگري به پا خاستم، بلكه هدف من ازاين حركت، اصلاح امت جدم بوده است.
لذا با شعار زنده كردن سيره رسول خدا (ص) خط بطلاني بر بدعت ها و كج روي ها و فتنه هايي كه در جامعه اسلام به وجود آمده بود، بايد كشيده مي شد و اين به هيچ طريق امكان نداشت مگر آنكه با شهادت خود و يارانش اين مردم در جهالت خفته را بيدار سازد؛ پس ايشان با نهضت عاشورا زمينه ي حركت را براي همه ي نسل ها و عصرها پديد آورد.

 

      قيام حسيني تجلي شهادت در مسير اصلاح و بصيرت اسلامي

 

 

عاشورا حقيقت ماندگار

روز عاشوراي سال ۶۱ هجري كه آن حضرت با ياران و اهل بيت خود در سرزمين كربلا مظلومانه به شهادت رسيدند، امت اسلامي سوگوار شد و از آن روز تا كنون كه بيش از چهارده قرن مي گذرد، نه تنها آتش دروني امت اسلامي به سردي نگراييده، بلكه هر روز شعله هاي آن افروخته تر شده است.
راز اين حقيقت بر هيچ كس پوشيده نيست؛ زيرا امام حسين (ع) با تمام هستي خويش آنگاه كه اسلام در خطر بود، از اسلام دفاع كرد و با خون خويش درخت اسلام را آبياري كرد و زير بار ستم نرفتن را براي همه نسل ها پيام آور شد.
بي ترديد بعد از حماسه كربلا، امويان سخت در تلاش و تكاپو بودند تا اينكه براي حفظ حكومت وموقعيت خودشان نام امام حسين (ع) و واقعه شهادت آن حضرت را از صفحه روزگار محو كنند تا در دراز مدت حماسه ي عاشورا در اذهان مردم به دست فراموشي سپرده شود.
از سوي ديگر حادثه شهادت امام حسين(ع) يك اتفاق عادي و گذرا نبود، بلكه طراحي الهي داشت؛ چه اينكه مجلس سوگواري و خواندن مرثيه براي امام حسين(ع) بيان كننده ي مظلوميت و حقانيت آن امام (ع) و منعكس كننده ي جنايت هاي بي نظير و قساوت هاي قلب دشمنان آن حضرت است كه همواره از سوي مسلمانان مورد توجه قرار گرفته و يكي از كهن ترين سنت هاي تغيير ناپذيرالهي شده است؛ به طوري كه بسياري از حركت هاي عظيم و انقلاب هاي بشري در طول تاريخ از نهضت امام حسين (ع) الهام گرفته و از همين مجالس سوگواري آغاز شده است؛ لذا، برخي سعي كرده اند با اين سوگواري ها مبارزه كنند و جوانان را از انجام آن منصرف نمايند؛ آنگونه كه «ابن تيميه» برگزاري مراسم عزاداري حسين بن علي (ع) را حرام و بدعت در دين دانسته است.و محمدبن عبدالوهاب، مؤسس فرقه وهابيت، عزاداري امام حسين (ع) را كفر و خارج شدن از دين مي دانست.
امروز دوباره برخي از كساني كه از اين مراسم سوگواري مي ترسند، كوشش مي‌كنند عزاداري امام حسين (ع) را در اسلام زير سؤال ببرند و با آن مبارزه كنند و انجام عزاداري امام حسين (ع) را بي ارزش و خلاف شرع جلوه دهند.

منطق حسيني و امتناع از بيعت

محور منطق امام حسين‏عليه السلام اين است كه زندگي در زير سلطه اهل ستم و افراد ضد حق، مرگ است و كشته شدن در راه مبارزه با آنان، حيات آفرين مي‏باشد: «اني لا اري الموت الا السعادة و لا الحياة مع الظالمين الا برما; به درستي كه من مرگ در راه مبارزه با حكومت‏ستمگران را، نابودي تلقي نمي‏كنم بلكه اين مرگ را زندگي توام با سعادت، و زيستن با ظالمان را، مرگي آميخته به فلاكت مي‏دانم»
اين بيان درخشان، اساس خطبه‏ها و نامه‏هاي نوراني حضرت را تشكيل مي‏دهد و هماهنگي و همگامي حركت او را با بعثت نبوي و مجاهدت‏هاي حضرت علي‏عليه السلام به اثبات مي‏رساند و ريشه‏هاي اصلي نهضتش را روشن مي‏كند.
در اين سخن نكته‏اي نهفته كه تجلي آن را افزايش مي‏دهد و آن، اين است كه امام نه تنها تسليم در برابر ظالم را، بلكه اساسا زيستن با اهل ستم را، مرگي واقعي مي‏داند.
منطق امام حسين‏عليه السلام اين است كه: حتي اگر امويان و غاصبان حكومت و افراد ضد قرآن و سنت نبوي، وي را مورد اكرام و حمايت قرار دهند، بازهم زندگي با آنان را زبوني و خواري مي‏داند. و اين گونه سازش، ننگي است كه با ايمان و كرامت انساني سازگاري ندارد. همزيستي و موافقت و سكوت در برخورد با متجاوزان به حريم الهي روا نمي‏باشد. تسليم در مقابل ستمگران، براي اعتقادات ديني خطر اساسي دارد و بايد «مرگ سرخ‏» توام با «شرافت‏» را بر زندگي سياه و ذليلانه ترجيح داد و به حماسه‏اي شكوهمند كه شيوه مردان حق است، مترنم گرديد.
سرچشمه اين بينش شگفت‏انگيز و شهامت وصف‏ناپذير، ايمان و باوري راستين است كه دل و روح مردان خدا را از تعلقات مادي و فناپذير مي‏رهاند.
چنين ايماني در حد بسيار عالي در تمامي مراحل زندگي آن امام و يارانش قابل مشاهده است. چنين ويژگي‏هايي موجب گرديد كه رسول اكرم‏صلي الله عليه وآله وسلم در باره امام حسين‏عليه السلام مي فرمايد:
«ان الحسين بن علي مصباح هدي و سفينة النجاة و امام خير و يمن و عز و فخر;يعني حسين بن علي‏عليهم السلام چراغ هدايت، كشتي نجات و پيشواي سعادت و خجستگي و امام عزت و افتخار است‏.»

قيام حسيني تجلي شهادت در مسير اصلاح و بصيرت اسلامي

پاسداري از زحمات رسول خدا

مساله عاشورا يك نزاع عادي و معمولي ميان حاكمي فاسد و رهبري فداكار نبود، بلكه حضرت اباعبدالله‏عليه السلام به‌عنوان بزرگ‏ترين پاسدار اسلام ناب‏محمدي، موقعيت‏حاكم بر اسلام و مسلمين را به گونه‏اي مي‏بيند كه اگر اقدامي سريع انجام نگيرد، زحمات رسول اكرم‏صلي الله عليه وآله وسلم، فداكاري‏هاي اميرمؤمنان‏عليه السلام، تلاش‏هاي فاطمه زهراعليها السلام و امام حسن مجتبي‏عليه السلام و ياران آن بزرگواران خنثي خواهد گرديد.

قرآن و جلوه‏هاي عزّت و آزادگي نهضت امام حسين عليه‏السلام

«عزّت» به مفهوم توانايي، شكست‏ناپذيري، استقلال، پيروزي، استواري، ريشه‏داري، سلطه‏ناپذيري و عدم تحميل سلطه در ميدان‏هاي مادي و معنوي و رعايت كرامت خود و ديگران است، و در برابر آن، وابستگي، دنباله‏روي، تزلزل، بي‏ريشگي، ذلّت، حقارت، پستي، زبوني، زورمداري، خودكامگي، از خودبيگانگي، فرومايگي و خودباختگي قرار دارد. كه از ويژگي‏هاي انسان مترقي و جامعه باز، شايسته سالار، قانونمدار، مطلوب و راستين اسلامي است، و اين يكي، خصلت فرد و نشان جامعه شرك‏پذير، شخص‏پرست، استبدادزده و ستم‏پذير است.

حسين(ع) آموزگار درخشان انسانيت

حسين عليه‏السلام بزرگ‏آموزگار اين ويژگي پرجاذبه انساني و اخلاقي و درخشان‏ترين سمبل اين راه افتخارانگيز است. يكي از هدف‏هاي بلند نهضت عزّت‏طلبانه عاشورا، نفي ذلّت و ذلّت‏پذيري از سيما و منش فرد و جامعه در بند استبداد اموي، آن گاه عزّت‏آموزي و عزّت‏طلبي و نشان دادن راه آزادمنشي و آزادگي مطلوب قرآن وپيامبر و بهادادن به كرامت و حقوق انسان در عصرها ونسل‏هاست، واز اين زاويه است كه مي‏توان جلوه‏هاي عزّت وآزادگي مورد نظر قرآن را در نهضت حسين عليه‏السلام ويا نُمودهاي عزّت وآزادمنشي عاشورا را در آينه قرآن به نظاره نشست.
هنگامي كه به زندگي پر افتخار پيشواي آزادي و نهضت آزادي‏خواهانه عاشورايش مي‏نگريم، به روشني در مي‏يابيم كه آن نمونه درخشان عزّت و شكست‏ناپذيري قرآن، در حركت فكري و فرهنگي و ذلّت‏زداي خويش در تدارك آفرينش عزّت و شكوه براي جامعه و در انديشه افشاندن بذر سربلندي و سرفرازي در مزرعه خزان‏زده روزگار خويش و آن گاه شكوفا و بارور ساختن و به گل‏نشاندن آن‏هاست.
آن حضرت موجبات واقعيِ عزّت و آزادگي را در رنگ و نژاد، زبان و لغت، حسب و نسب، قبيله و عشيره، عامل جغرافيايي و رفاه مادّي، تشكيلات حزبي و وابستگي به قطب‏هاي زور و تزوير، موقعيت سياسي و اجتماعي و مذهبي و... نمي‏نگرد، بلكه به سان قرآن، موجبات عزّت را در بينش و آگاهي ژرف، در ايمان و عشق و رابطه خالصانه و دوستانه با سرچشمه عزّت‏ها، در اطاعت و فرمانبرداري از او و در توكّل و اعتماد بر او مي‏نگرد،و اين يكي از ويژگي‏ها و ابعاد نهضت استبداد ستيز و آرمانخواهانه آن حضرت است.
پديد آمدن حادثه عظماي عاشورا و شهادت امام حسين (ع)، نزديكان و ياران و در ادامه اسارت اهل بيت آن حضرت، برآيند زمينه ها، عوامل متعددي بود. فهم درست اين اتفاق بزرگ در تاريخ اسلامي، بسته به اين است كه همه ي آنها مورد بازشناسي دقيق جامعه شناختي و فكري قرار گيرد. اين موضوع خود بحث مفصل و دامنه داري است و مقالات علمي و تاريخي فراواني هم درباره ي آن نگاشته شده است. اما در نوشتار كوتاه پيش رو، اين مسئله مطرح مي‌شود كه قيام امام و عاشورا، تجلي تمام نماي حقيقت دين بود كه خود به خود چند پرسش را به دنبال خواهد داشت.

1.توصيف اين تجلي چگونه است ؟
۲/اين تجلي حقيقت براي جامعه مسلمانان چه پيامي داشت ؟
۳/آسيب هايي كه ممكن است آن را از تاثيرگذاري در متن زندگي مسلمانان باز دارد، كدام است ؟
اگر ما اين سه پرسش را درست مورد تحليل قرار دهيم، مي توانيم با اين واقعه بزرگ، تعامل سازنده و منطقي برقرار كنيم و از متن آن، پاسخ هاي فراواني در رويارويي با مسائل مختلف زندگي، بيرون بياوريم. با اين فرض به عاشورا به‌عنوان يك روش و مكتب هم براي فهم دين و هم براي فهم زندگي، نگاه مي‌كنيم و در فرايند تحولات و واقعيات انكارناپذير، از اين مكتب درس بهتر زيستن را مي آموزيم.

قيام حسيني تجلي شهادت در مسير اصلاح و بصيرت اسلامي-مقالات عاشورايي-مقالات فرهنگ ايثاروشهادت

نماد تجلي حقيقت دين

امام حسين (ع) با طرح مباني صحيح يك نظام الهي مبتني بر فرمانروايي امام عادل و محكوم نمودن رفتارهاي ناعادلانه امام جائر، در مرحله نخست تئوري منطقي دين اسلام را براي اذهان عمومي و كساني كه خود را مخاطب ايشان مي دانستند، از قول رسول خدا (ص) بيان كرد كه: هر كس حاكم ستمگري را ببيند كه حرام خدا را حلال مي‌كند و او سكوت پيشه گيرد و در برابر آن واكنش نشان ندهد، جا دارد خداوند اين فرد را در جايگاه آن حاكم قرار دهد.(كنايه از آتش دوزخ).
اين كلام امام نمادي از منشور اعتقادي و نگره فكري امامت اسلامي بود. گرچه تسلط سياسي، فرهنگي امويان، مانع از آن شده بود اين پيام ها به بدنه جامعه مسلمانان رسوخ كند و همين عامل جهل و بي خبري مردم بود كه زمينه را براي جسارت ها و سخت گيري امويان نسبت به امامت اسلامي، فراهم مي ساخت، با اين همه امام تا جايي كه فرصت به او اجازه مي داد، تصوير حقيقت دين را آشكار مي ساخت. اين كه امام در باب فلسفه حركت بود، در واقع اصلاح امت و احياء سيره ي رسول الله (ص) را مطرح مي‌كند.يعني اي مردم بدانيد مشكل امت اسلامي در اين روزگار، دور شدن از سنت پيامبر (ص) است. كسي مثل يزيد كه رسوايي او در معارضه آشكار با ديانت محمدي، براي همه معلوم شده بود، بر مسند خلافت تكيه زده و همه چشمهاي داخل و خارج هم به او دوخته شده و همه اتفاقات جامعه مسلمانان را زير نظر دارند.

آغاز تا پايان قيام،تفسير درست دين

همه آنچه كه در آغاز حركت امام تا پايان آن يعني شهادت، اتفاق افتاد، تفسير درست دين بود. البته بسياري از جزئيات سيره ي امام ممكن است گزارش نشده باشد، اما آنچه به ما رسيده كفايت مي‌كند تا با درس آموزي از آن، راه و روش خود را اصلاح كنيم و از قيام ابا عبدالله بيش از چيزي كه امروز در مناسبات آن مورد بهره برداري قرار مي گيرد، در معرض بازخواني باز فهمي واقع شود. اين همان تعامل ضروري و منطقي است كه بر اهل فهم و پژوهش پوشيده نيست و مي بايست به تدريج اين گونه نگاه واقع بينانه نسبت به رخدادهاي تاريخي الگو، در اسلام در سطح جامعه رواج پيدا كند تا در يك پروسه و فرآيند زماني، وجه واقع گرايي در مقوله دين شناسي بر ظاهر گرايي غلبه كند و حداقل جامعه ايراني از اين رنج كهنه ماندن در سطح دين، رهايي پيدا كند.
مي توانيم از طريق مطالعه، معرفت خودمان را درباره زندگي هر يك از امامان افزايش دهيم تا رابطه مان با آن بزرگواران از استحكام بيشتري برخوردار باشد و شناخت امام حسين (ع) به لحاظ موقعيت خاص تاريخي ايشان مي بايست دقيق تر صورت گيرد.

جهاد براي احياء و بقاء حقيقت دين

جهاد امام حسين (ع) براي احياي دين بود. امام از تغييرات فرهنگي اجتماعي سخن مي‌گويد كه در فاصله اندكي پس از رحلت رسول خدا (ص)، اتفاق افتاده بود، تبديل چهره زيباي جامعه مدني پيامبر (ص) به چهره زشت اموي، تسلط قدرت حاوي ارزشهاي جاهليت عربي و فرصت طلبي هاي عناصر زخم خورده از حاكميت اسلام، همه از جمله عواملي است كه امام را براي آماده شدن خلق يك اتفاق بزرگ يعني عاشورا آماده مي سازد. اين جهاد مانند جهاد صدر اسلام براي تثبيت و تأسيس حكومت ديني نبود، بلكه براي احياي دين بود. تحمل اين همه مصيبت، اسارت، اهانت براي اين بود كه مردم خفته و خواب آلوده به هوشياري و بازيابي هويت ديني عصر رسول الله (ص) برگردند امام براي عينيت يافتن اين پروسه احياء ديني چنان قاطع و جازم بود، بدون ذره اي ترديد، همچنان گام ها را محكم و با صلابت برداشت و در مواجهه با توصيه ها و دعوت هاي به آرامش، يا به سكوت مي گذراند و با براي روشن سازي اذهان و رفع برداشت هاي غلط، اعلام مي كرد: من از سر طغيان و تكبر يا فساد و ستمگري از مدينه خارج نمي شوم؛ بلكه فقط براي اصلاح طلبي در امت جدم بيرون مي روم.
نكته اي كه گاهي به ذهن اين حقير مي رسد و شايد قابل تأمل باشد اين كه امام حسين (ع) به هنگام قرار گرفتن در برابر پيشنهاد يزيد و به عبارت درست تر در برابر تحميل بيعت، به مقابله برمي خيزد، اما مردم را به صورت مستقيم به مقاومت نمي خواند؛ فقط به تنوير افكار مي پردازد و چهره ناشايسته رفتار يزيد را به تصوير مي كشد؛ گويا فرصتي براي انديشيدن جامعه آن روز فراهم مي‌كند كه اي آدمها چگونه مي توان پذيرفت در فاصله اي نه چندان دور با عصر نبوت، اين همه نفاق، بدعت و ظاهرگرايي در دين پايدار شود. پس امام خود به تنهايي جور همه انحرافات را مي كشد تا شايد فطرت خفته مردم بيدار شود و سرزمين اسلامي غفلت زده، دوباره با حقيقت دين آشتي نمايد.

راز نهفته،عاشورا بيدار كردن وجدان مردم

اين سؤال، تاريخي يا انساني است؛ و جاي طرحش همين جاست. در زندگي حسين بن علي عليه السلام، يك نقطه ي برجسته، مثل قله اي كه همه ي دامنه ها را تحت الشّعاع خود قرار مي دهد، وجود دارد؛ و آن، عاشوراست. درزندگي امام حسين عليه السلام، آن قدر حوادث و مطالب و تاريخ و گفته ها و احاديث وجود دارد، كه اگر حادثه ي كربلا هم نمي بود، زندگي آن بزرگوار مثل زندگي هر يك از ائمّه ي ديگر، منبع حِكَم و آثار و روايات و احاديث بود.
اما قضيه ي عاشورا آن قدر مهم است كه شما از زندگي آن بزرگوار، كمتر چيز و نشانه ديگري را به خاطر مي آوريد. قضيه ي عاشورا هم آن قدر مهم است كه به زبان اين زيارتي كه امروز -روز سوم- وارد است، يا اين دعايي كه امروز وارد است، درباره حسين بن علي عليه السلام، چنين آمده است كه «بكته السماء و من عليها » يا «و من فيها »«و الارض و من عليها و لما يطأ لابتيها ». هنوز پا به اين جهان نگذارده، آسمان و زمين بر حسين عليه السلام، گريستند. قضيه اين قدر حايز اهميت است. يعني ماجراي عاشورا و شهادت بزرگي كه در تاريخ بي نظير است، در آن روز اتفاق افتاد. اين، جرياني بود كه چشمها به آن بود. به راستي اين چه قضيه اي بود كه از پيش تقدير شده بود؟«المدعوّ لشهادته قبل استهلاله و ولادته. »قبل از اينكه حسين بن علي عليه السلام، چهره بنمايد، با شهادت، ناميده و خوانده مي شد. به نظر مي رسد كه در اينجا رازي وجود دارد، كه براي ما آموزنده است.
البته در باب شهادت حسين بن علي عليه السلام، خيلي سخن گفته شده است- سخنان خوب و درست - و هر كس به قدر فهم خود، از اين ماجرا چيزي فهميده است. بعضي او را به طلب حكومت محدود كردند، بعضي او را در قالب مسائل ديگر كوچك كردند، و بعضي هم ابعاد بزرگتري از او را شناختند و گفتند و نوشتند؛ كه آنها را نمي خواهم عرض كنم. مطبي كه مي خواهم عنوان كنم، اين است كه خطراتي كه اسلام را به‌عنوان يك پديده ي عزيز تهديد مي‌كند، از قبل از پديد آمدن و يا از آغاز پديد آمدنش از طرف پروردگار، پيش بيني شده است، و وسيله ي مقابله ي با آن خطرات هم ملاحظه شده و در خود اسلام و در خود اين مجموعه، كار گذاشته شده است. مثل يك بدن سالم، كه خداي متعال قدرت دفاعي اش را در خود آن كار گذاشته است. يا مثل يك ماشين سالم، كه مهندس و سازنده ي آن، وسيله ي تعميرش را با خود آن همراه كرده است.
اميدوار ايم كه اين عاشوراي ما و اين روزهاي ما، روزهاي زنده ي حسيني باشد. اين چنين مي‌خواست و اين چنين سفارش نمود.
گريستن و بر پا كردن مجالس كافي نيست. حسين [عليه السلام ] به اينها نيازي ندارد. حسين شهيد راه اصلاح است.
«اني أريد الاصلاح في امة جدي ما استطعت»
پس اگر در جهت اصلاح امت جدش كوشيديم، او را ياري رسانده‌ايم و اگر سكوت كرديم يا مانع اصلاح شديم او را وانهاده‌ايم و يزيد را كمك كرده‌ايم.

قيام حسيني تجلي شهادت در مسير اصلاح و بصيرت اسلامي-مقالات عاشورايي-مقالات فرهنگ ايثاروشهادت

نقل از وبلاگ:ياد وخاطره شهدا

تا كنون نظري ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در مونوبلاگ ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.