فلسفه قيام امام حسين(ع)

گسترش فرهنگ ايثار وشهادت

فلسفه قيام امام حسين(ع)

۳۹۶ بازديد

فلسفه قيام امام حسين”ع


                                 الهم صل علي محمد وآل محمد


در طول تاريخ نهضت‌ها و انقلاب‌هاي بسياري به دست انسان‌ها صورت گرفته است كه بر اساس سنت تنها آثار بعضي از آنها بر جاي مانده ‌است كه از ميان آن نهضت عاشوراي حسيني نمود ويژ‌‌ه اي دارد.

حماسه عاشورا شورانگيز‌ترين حماسه تاريخ بشري است كه نيرومندترين احساسات ميليون‌ها انسان را برانگيخته و از مرزهاي جغرافيايي و اعتقادي نيز در گذشته است و شگفت و تعجب از اينكه قداست خويش را در ميان ساير اديان نيز حفظ كرده ودر اينجا نهضت حسيني توسعه يافته «كل ارض كربلا» گويا همه جهان زمين كربلاست. ارزش و اعتبار و عظمت شخصيت دلرباي امام حسين‌(ع) و نهضت آن بزرگوار امروز همه را تحت تاثير قرار داده، به طوري كه نه تنها دوستان و پيروانش، بلكه بيگانگان هم در مقابل نام با شكوه و خواستني او سر تعظيم فرود مي‌آورند و قيام مقدس كربلا را با احترام و تكريم ياد مي‌‌كنند، آن هم نه در برهه‌اي از زمان، بلكه هر چه از تاريخ وقوع آن مي‌گذرد بر عظمتش افزوده مي‌شود به طوري كه بسياري ازكشورها به ايمان اين امام همام اعتراف كرده‌اند از جمله موسس كشور پاكستان، گاندي مصلح بزرگ كشور هندوستان، كارلايل مورخ بزرگ انگلستان، واشنگتن ايروينگ نويسنده آمريكايي و مي‌گويند: «هيچ نمونه‌اي از شجاعت، بهتر از شجاعتي كه امام حسين (ع) از لحاظ فداكاري و شهامت نشان داد: در عالم پيدا نمي‌شود. در اينجاست كه سوالاتي به ذهن مي‌رسد كه فلسفه نهضت حسيني چيست؟ علل و عوامل جاودانگي اين نهضت و قيام نسبت به قيام ديگر چيست؟ چرا اين قيام از زمان وقوع و تا قيامت دل‌ها را تسخير كرده و مي‌كند؟

 

                فلسفه قيام امام حسين در عاشورا

 

براي مشاهده متن كامل ،روي ادامه مطلب كليك كنيد!!!!

فلسفه قيام امام حسين”ع 


                                   فلسفه قيام امام حسين در كربلا

در طول تاريخ نهضت‌ها و انقلاب‌هاي بسياري به دست انسان‌ها صورت گرفته است كه بر اساس سنت تنها آثار بعضي از آنها بر جاي مانده ‌است كه از ميان آن نهضت عاشوراي حسيني نمود ويژ‌‌ه اي دارد.

حماسه عاشورا شورانگيز‌ترين حماسه تاريخ بشري است كه نيرومندترين احساسات ميليون‌ها انسان را برانگيخته و از مرزهاي جغرافيايي و اعتقادي نيز در گذشته است و شگفت و تعجب از اينكه قداست خويش را در ميان ساير اديان نيز حفظ كرده ودر اينجا نهضت حسيني توسعه يافته «كل ارض كربلا» گويا همه جهان زمين كربلاست. ارزش و اعتبار و عظمت شخصيت دلرباي امام حسين‌(ع) و نهضت آن بزرگوار امروز همه را تحت تاثير قرار داده، به طوري كه نه تنها دوستان و پيروانش، بلكه بيگانگان هم در مقابل نام با شكوه و خواستني او سر تعظيم فرود مي‌آورند و قيام مقدس كربلا را با احترام و تكريم ياد مي‌‌كنند، آن هم نه در برهه‌اي از زمان، بلكه هر چه از تاريخ وقوع آن مي‌گذرد بر عظمتش افزوده مي‌شود به طوري كه بسياري ازكشورها به ايمان اين امام همام اعتراف كرده‌اند از جمله موسس كشور پاكستان، گاندي مصلح بزرگ كشور هندوستان، كارلايل مورخ بزرگ انگلستان، واشنگتن ايروينگ نويسنده آمريكايي و مي‌گويند: «هيچ نمونه‌اي از شجاعت، بهتر از شجاعتي كه امام حسين (ع) از لحاظ فداكاري و شهامت نشان داد: در عالم پيدا نمي‌شود. در اينجاست كه سوالاتي به ذهن مي‌رسد كه فلسفه نهضت حسيني چيست؟ علل و عوامل جاودانگي اين نهضت و قيام نسبت به قيام ديگر چيست؟ چرا اين قيام از زمان وقوع و تا قيامت دل‌ها را تسخير كرده و مي‌كند؟ براي پاسخ به اين جواب‌ها نگاه و تاملي بر فلسفه و عوامل جاودانگي نهضت عاشورا مي‌اندازيم. در ابتدا بايد گفت: فرهنگ عاشورا در طول تاريخ – همواره براي جامعه اسلامي و مومنين الهام‌بخش بوده و به تعبير روايت، حرارتي در دل‌هاي مومنين ايجاد كرده كه هرگز به سردي نمي‌گرايد و همين موضوع را مي‌توان يكي از فلسفه وجوه نهضت دانست و موضوعات ديگري وجود دارد كه فلسفه نهضت را مي‌رساند كه ما يك يا دو نمونه بارز آن را بيان مي‌كنيم. قطعا يكي از اين موضوعات الگوگيري همه جانبه قيام عاشورا است. يعني گفتار و رفتار عاشوراييان را در زندگي فردي و اجتماعي خويش الگو و اسوه قرار دادن.با پايان يافتن دوران حكومت معاويه، زمام حكومت اسلامي به دست پست‌ترين چهره اموي، يعني يزيد، فرزند نابكار معاويه افتاد. در اين حال دين و اسلام با خطر جدي روبرو مي‌شد ولي امام حسين (ع) در چنين شرايطي براي آنكه دين و اسلام از بين نرود. با آنها سازش و بيعت نكرد پس در اين موقع بود كه قيام كرد و انقلاب عاشورا را تاريخ، ثبت نمود. براساس بينش اسلامي و فراخواني قرآن و روايات، مسلمانان به درس آموزي و الگوگيري از تاريخ موظفند.بنابراين در هر زمان و مكاني كه شرايطش همچون شرايط زمان امام حسين (ع) به وجود آيد، تكليف و وظيفه مراجعه به حادثه عاشورا و الگو گرفتن از آن نهضت است نه آنكه نهضت عاشورا را از اسرار الهي و تكليفي ويژه و خاص براي امام حسين بدانيم تا آنجا كه هيچ فردي حتي معصوم ديگري اين وظيفه را نداشته و ندارد. پس قيام امام حسين وظيفه‌اي شرعي و الگوي فقهي در همه دوره‌ها و تمام سرزمين‌هاست، نه تكليفي خاص آن حضرت. قيام امام حسين (ع) بايد از ابعاد گوناگون مادي و معنوي، فردي واجتماعي، اخلاقي و سياسي و نظامي و فرهنگي الگو و سرمشق باشد آن هم نه در برهه‌اي از زمان و مكان و سرزمين خاص از اين‌رو، عاشورا رسالت بزرگي را بر دوش همه دينداران بويژه افراد آگاه جامعه نهاده است. انقلاب اسلامي ايران به رهبري امام خميني نيز از عاشورا الگو گرفت.به طور يقين عاشورا از چنان عمق و ارزشي برخوردار است كه تا پايان تاريخ، پيام‌آور ارزش‌هاي والاي انساني و الهام‌بخش انسان‌هايي آزاده و خداجو خواهد بود. عاشورا چون دانشگاهي است كه از همه طبقات يعني از زن ومرد، كوچك و بزرگ، بي سواد، سياه و سفيد، مسلمان و غير مسلمان از آن الگو مي‌گيرند و درس مي‌آموزند اين دانشگاه اساتيدي چون حسين (ع)، قمر بني‌هاشم و زينب كبري دارد اين يكي از موضعات فلسفه وجودي عاشوراست كه در تمام كتاب‌هاي تاريخي به آن اشاره شده است. دومين موضوع را مي‌توان پاداش كه در راه شهادت به دست مي‌آيد قرار داد. چون براي انسان‌هاي موحد چيزي بالاتر از آن نيست كه نعمت وجود را در راه رضاي معبود به كار گيرند و در راه خدا فدا شوند. آمادگي براي فدا شدن، نشانه صدق انسان در راه محبت خداست. و خدا مشتري جانها و مال‌هاست و در برابر آن بهشت را وعده داده است. در دوره‌اي كه دين خدا در معرض زوال بوده و جهالت و غفلت مردم، زمينه اضمحلال مكتب شده بود، امام حسين (ع) حاضر شد براي بيداري و آگاهي مردم براساس خواسته و عمل به تكليف قرباني شود و ياران و فرزندانش نيز قرباني اين راه گردند و در فرهنگ الهي، مقام شهادت بالاترين مقام است.

 

                                    نهضت عاشورا چراغ راه جمهوري اسلامي ايران


جاودانگي نهضت و ياد و خاطره امام حسين (ع) اجر و مزدي الهي است كه هميشگي و دائمي است پس خداوند براي شهدا مقام جاودانه‌اي قرار داده است و روشن است كه شهدا نيز درجاتي دارند. كه حسين بن علي از ميان آنان سيدالشهدا نام گرفته و اجر و پاداش او هم متناسب با شخصيت برتر و درجه والاتر شهادتش نيز برترين درجه پاداش است. حال موضوعات مهم فلسفه عاشورا ذكر شد. و سوال باقي مانده عوامل جاودانگي اين نهضت است كه به چند تا از اين عوامل مي‌پردازيم. يكي از علل‌هاي مهم كه در راس همه آنها قرار دارد لطف و اراده الهي است و شاهد آن، پيش‌بيني پيامبران و اوصياي معصوم در طول تاريخ در مورد اين حادثه است. و خداوند اراده فرموده است به هر آنچه براي بشر مفيد و سودمند است عمري جاودانه بخشد و «نور الله» را از دستبرد خطر آفرينان حفظ و نگاه دارد. دومين علل حق محور نهضت عاشورا است چون اين نهضت براساس حق پايه‌گذاري شده است و با آثار و فوايد گرانبهايي كه اين نهضت در جهت هدايت و روشنگري انسان‌ها داشته است. سومين عمل جامعيت نهضت عاشورا است كه جلوه‌هاي حمايتي و عملي عاشورا خود نمادي از آن است. تمام اعمال و رفتار و كردار معصومين نيكو و صالح است و از معصوم غير از عمل صالح چيز ديگري صادر نمي‌شود، كه مقتضاي عصمت و پاكي آنان است. در شمارش رفتار و كردار شايسته آنان زبان و قلم ناتوان است. خصوصيت عملي و حماسي اباعبدالله است كه در صحنه عاشورا بروز و ظهور بيشتري دارد تا بتوان در سايه طرح آنها پيروان آن حضرت را با شخصيت حماسي و شجاعانه آشنا كرد. مطالبي كه گفته شد فلسفه و عوامل مهم جاودانگي نهضت حسيني بود كه به طور مختصر به تجزيه و تحليل آن از بعد فرهنگي و اجتماعي و سياسي پرداختيم. جهت‌گيري عقيدتي و عرفاني نهضت عاشورا نشان مي‌دهد كه ما انسان‌ها نيز مي‌توانيم. جنگ و استقامت امام حسين همان مبارزه كردن انسان با اراده و اختيار است كه با هواي نفس خود انجام مي‌دهد و امام حسين نماد آن انسان كاملي است كه توانسته در اين ميدان تا پاي شهادت برود بنابراين امروز و در دنياي معاصر مي‌توان گفت شهادت يعني مبارزه كردن با تمام نيروي خود و با هواي نفس و شايد راز جاودانگي نهضت حسيني از بعد عرفاني و عقيدتي نيز همين باشد زيرا هواي نفس در تمام انسان‌ها از ازل تا ابد وجود دارد. و ما در اينجا بيش از اين به مبحث عرفاني آن نمي‌پردازيم. و در پايان بايد گفت: عاشورا حماسه است، از آن‌رو كه امام حسين (ع( يك تنه و بي‌سلاح به يزيد دست بيعت نداد و فرمودند:

مرگ با عزت بهتر است از زندگي با ذلت.

ايستاد، جنگيد، زخم برداشت، كشته شد اما همه زخم‌ها در جلو بدنش بود. بدان رو كه به دشمن پشت نكرد. حركت امام حسين (ع) كه منجر به حادثه عاشورا گرديد، چيزي جز يك انقلاب اسلامي و تلاش در راستاي تحول اصلاح جامعه اسلامي نبود. انقلاب ديني امام (ع) به عنوان مهمترين عامل برقراري اسلام راستين و گوينده تحريفات ديني، همواره در طول تاريخ مورد بعض دشمنان اسلام و ديانت بوده است. در كنار دشمنان خارجي، همواره دوستان نادان جامعه اسلامي و مسلمانان ناآگاه نيز، خواسته و ناخواسته ضربه‌هاي هرسناكي به اين حادثه بزرگ وارد كرده‌اند.

 

                  قيام عاشورا تجلي بصيرت اسلامي

تا كنون نظري ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در مونوبلاگ ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.