امربه معروف ونهي از منكر از ديدگاه امام علي (ع) قسمت دوّم

گفتار چهارم ـ مراتب امر به معروف و نهي از منكر
از ديدگاه امام علي عليهالسلام، فريضهي امر به معروف و نهي از منكر سه مرتبه دارد:
1) مرتبه قلبي؛
2) مرتبهي لساني(زباني)؛
3) مرتبه يدي(دستي و عملي).
اين تقسيمبندي در كتابهاي فقهي علماي اسلام نيز رايج گشته و تمامي فقها به هنگام بحث از اين فريضه، آن را به سه مرتبه به شرح فوق تقسيم مينمايند. هر يك از مراتب مذكور خود داراي مراحلي است كه آمر و ناهي با رعايت اليسر فلاعسر(از ساده به سخت) بايد امر و نهي نمايند. در اينجا ابتدا روايتهايي از آن حضرت را در اين خصوص ميآوريم، آنگاه در خصوص پايينترين مرتبه يعني مرتبهي قبلي كه حداقل مراتب است، بحث مستقلي خواهيم داشت.

الف ـ مراتب سهگانهي امر به معروف و نهي از منكر:
1) «و آنكر المنكر بيدك و لسانك و باين من فعله بحهد:[48] با دست و زبانت نهي از منكر كن و با تمام وجود از كسي كه مرتكب آن ميشود، دوري نما». مراتب سهگانهي امر و نهي در اين روايت از مشكل به آسان(دست، زبان، قلب) بيان گرديده است. دوري جستن از فرد گناهكار يكي از مراحل مرتبهي قلبي است كه در اين روايت به عنوان حداقل اقدامي كه انسان بايد در مقابل مرتكب منكر انجام دهد، ذكر گرديده است.
2) «ايها المؤمنون انه من رأي عدواناً يعمل به و منكراً يدعي اليه فانكره فقد سلم و برئ، و من انكره بلسانه فقد أجر و هو افضل من صاحبه، و من انكره بالسيف لتكون كلمهالله هي العيا و كلمه الظالمين هي السفلي فذلك الذي اصاب سبيل الهدي و قام علي الطريق و نور في قلبه اليقين:[49] اي مؤمنان، هرگاه كسي ديد كه به دشمني و نافرماني حق عمل ميشود و منكري رواج مييابد و آن را قلباً انكار نمايد و از آن بيزاري جويد، راه به سلامت برده و از گناه تبرئه ميشود. هركس آن را با زبان نيز انكار كرده و با آن به مخالفت برخيزد، اجر و پاداش نيز دريافت داشته و چنين كسي از قبلي بهتر است. هركس آن را به وسيله شمشير انكار و با آن مبارزه نمايد و كاري كند كه جبههي حق و كلمهالله متعالي شود و جبههي ناحق و جانب ظالمان پست و خوار گردد، او راه هدايت را پيدا كرده بر راه مستقيم و راست قرار گرفته و يقين را در قلبش شكوفا ساخته است». حضرت در اينجا ضمن اينكه نهي از منكر را در سه مرتبهي عملي ميداند، ارزش و اهميت هر يك را نيز يادآور ميشود كه مرتبهي لساني را از مرتبهي قلبي و مرتبه يدي را از مرتبهي زباني بالاتر اعلام ميكند. عمل در حد مرتبهي قلبي باعث ميشود كه انسان خود را سالم نگه داشته و مرتكب گناه نگردد. در مرحلهي زباني، آمر و ناهي، اجر و پاداش نيز ميگيرد و در مرحله پاياني بالاترين پاداش را كه عبارت از هدايت به راه راست و حركت در آن طريق است، نصيب خود ميگرداند.

براي مشاهده متن كامل، روي ادامه مطلب كليك كنيد!!!

گفتار چهارم ـ مراتب امر به معروف و نهي از منكر
از ديدگاه امام علي عليهالسلام، فريضهي امر به معروف و نهي از منكر سه مرتبه دارد:
1) مرتبه قلبي؛
2) مرتبهي لساني(زباني)؛
3) مرتبه يدي(دستي و عملي).
اين تقسيمبندي در كتابهاي فقهي علماي اسلام نيز رايج گشته و تمامي فقها به هنگام بحث از اين فريضه، آن را به سه مرتبه به شرح فوق تقسيم مينمايند. هر يك از مراتب مذكور خود داراي مراحلي است كه آمر و ناهي با رعايت اليسر فلاعسر(از ساده به سخت) بايد امر و نهي نمايند. در اينجا ابتدا روايتهايي از آن حضرت را در اين خصوص ميآوريم، آنگاه در خصوص پايينترين مرتبه يعني مرتبهي قبلي كه حداقل مراتب است، بحث مستقلي خواهيم داشت.

الف ـ مراتب سهگانهي امر به معروف و نهي از منكر:
1) «و آنكر المنكر بيدك و لسانك و باين من فعله بحهد:[48] با دست و زبانت نهي از منكر كن و با تمام وجود از كسي كه مرتكب آن ميشود، دوري نما». مراتب سهگانهي امر و نهي در اين روايت از مشكل به آسان(دست، زبان، قلب) بيان گرديده است. دوري جستن از فرد گناهكار يكي از مراحل مرتبهي قلبي است كه در اين روايت به عنوان حداقل اقدامي كه انسان بايد در مقابل مرتكب منكر انجام دهد، ذكر گرديده است.
2) «ايها المؤمنون انه من رأي عدواناً يعمل به و منكراً يدعي اليه فانكره فقد سلم و برئ، و من انكره بلسانه فقد أجر و هو افضل من صاحبه، و من انكره بالسيف لتكون كلمهالله هي العيا و كلمه الظالمين هي السفلي فذلك الذي اصاب سبيل الهدي و قام علي الطريق و نور في قلبه اليقين:[49] اي مؤمنان، هرگاه كسي ديد كه به دشمني و نافرماني حق عمل ميشود و منكري رواج مييابد و آن را قلباً انكار نمايد و از آن بيزاري جويد، راه به سلامت برده و از گناه تبرئه ميشود. هركس آن را با زبان نيز انكار كرده و با آن به مخالفت برخيزد، اجر و پاداش نيز دريافت داشته و چنين كسي از قبلي بهتر است. هركس آن را به وسيله شمشير انكار و با آن مبارزه نمايد و كاري كند كه جبههي حق و كلمهالله متعالي شود و جبههي ناحق و جانب ظالمان پست و خوار گردد، او راه هدايت را پيدا كرده بر راه مستقيم و راست قرار گرفته و يقين را در قلبش شكوفا ساخته است». حضرت در اينجا ضمن اينكه نهي از منكر را در سه مرتبهي عملي ميداند، ارزش و اهميت هر يك را نيز يادآور ميشود كه مرتبهي لساني را از مرتبهي قلبي و مرتبه يدي را از مرتبهي زباني بالاتر اعلام ميكند. عمل در حد مرتبهي قلبي باعث ميشود كه انسان خود را سالم نگه داشته و مرتكب گناه نگردد. در مرحلهي زباني، آمر و ناهي، اجر و پاداش نيز ميگيرد و در مرحله پاياني بالاترين پاداش را كه عبارت از هدايت به راه راست و حركت در آن طريق است، نصيب خود ميگرداند.
3) «فمنهم المنكر بيده و لسانه و قلبه فذلك المستكمل لخصال الخير، و منهم المنكر بلسانه و قلبه و التارك بيده فذلك متمسك بخصلتين من خصال الخير و مضيع خصله، و منهم المنكر بقلبه و التارك بيده و لسانه فذلك الذي ضيع اشرف الخصلتين من الثلات و متمسك بواحدهف و منهم تارك لانكار المنكر بلسانه و قلبه و يده فذلك ميت الاحياء:[50] گاهي فرد با دست و زبان و قلب نهي از منكر ميكند، چنين كسي همه خصلتهاي خير را تكميل مينمايد. گاه تنها با زبان و قلب نهي از منكر كرده و مرتبه دستي را ترك مينمايد، چنين فردي دو خصلت خير را به چنگ آورده ولي يكي را ضايع نموده و از دست داده است. گاهي نيز فقط در قلب نهي از منكر نموده و مرتبهي دستي و زباني را رها ميكند وي در اين حالت دو خصلت شريف و برتر را از دست داده و تنها به يكي از خصلتهاي سهگانه اكتفا نموده است. گاهي نيز نهي از منكر را در زبان، قلب و عمل رها و ترك ميكند، در اين حالت فرد مزبور مردهي متحرك است». «مردهي متحرك» بهترين تعبير براي كسي است كه حتي در قلبش نسبت به معروفهايي كه به آنها عمل نميشود و منكراتي كه رواج پيدا ميكند، عكسالعمل نشان نميدهد. اين چنين كسي به راستي كه مردهاي است در بين زندگان؛ چراكه قلب او كه مايهي حيات و مركز تحرك اوست، از خاصيت افتاده و درواقع مرده است.
4) «اول ما تغلبون عليه منالجهاد، الجهاد با يديكم ثم بالسنتكم ثم بقلوبكم، فمن لم يعرف بقلبه معروفاً و لم ينكره منكراً، قلب و جعل اعلاه اسلفه و اسفله اعلاء:[51] اولين مرتبهاي از جهاد كه در آن شكست ميخوريد، جهاد با دست است، سپس جهاد با زبان و آنگاه جهاد با قلبهايتان ميباشد. هركس در قلبش معروفي را جاي ندهد و منكري را از آن نراند، سرنگون ميشود». در كلام قبلي حضرت، تاركان فريضهي امر به معروف و نهي از منكر را در مرتبه قلبي، مردهاي در بين زندگان، و در اينجا سرنگون شدهاي كه سرش به پايين و پاهايش به طرف بالاست، معرفي نموده است. اين عبارتها، تحقيرآميزترين تعبيراتي هستند كه زبان امام معصوم نسبت به اين دسته از افراد بيان شده است.
روايتهاي مذكور همگي در مقام بيان مرتبههاي سهگانهي امر به معروف و نهي از منكر و ارزش و اعتبار هر يك از آنها هستند كه انسان مؤمن بايد در هر سه مرتبه، عامل به اين فريضه باشد تا رضايت خداوند متعال را بطور كامل كسب نمايد. در دستهاي ديگر از روايتها و احاديث از قول امام اول شيعيان، مرتبه قلبي به عنوان حداقل وظيفه يك مكلف مورد توجه خاص قرار گرفته و آن حضرت از شيعيان ميخواهد اگر براي عمل به مراتب زباني و دستي عذر و يا بهانهاي دارند، لااقل در مرتبه قلبي به درستي عمل نمايند. همچنين مرتبه قلبي خود داراي مراحلي است كه انتظار هست حداقل انسان، پايينترين مرحله از اين مرتبه را كسب نمايد.

ب ـ مرتبه قلبي امر به معروف و نهي از منكر
1) اذا رأي احدكم المنكر و لم يستطع أن ينكره بيده و لسانه و انكره بقلبه و علمالله صدق ذلك منه، فقد انكره:[52] هرگاه يكي از شما، منكري را ببيند و نتواند با دست و زبان جلوي آن را بگيرد، ولي قلباً آن را انكار نمايد و خداوند صداقت او را تأييد كند، به وظيفه نهي از منكر خود عمل كرده است». امام در اين بيان خود به دو شرط، نهي از منكر قلبي را براي ادامه فريضه كافي ميداند:
اول ـ انسان نتواند با دست و زبان نهي از منكر كند؛
دوم ـ خداوند انكار قلبي او را قبول نموده و انسان در اين خصوص صادق باشد.
اينك روايتهاي ديگري از آن حضرت را ميآوريم كه در آنها درجات و مراحل اين مرتبه را نيز به نوعي بيان فرموده است.
2) الراضي بفعل كالداخل فيه معهم:[53] كسي كه نسبت به كار عدهاي راضي باشد، مانند اين است كه او نيز با آنان در انجام آن كار شريك است». رضايت يا عدم رضايت و حب و بغض، كمترين حالتي است كه بايد انسان وارسته و متقي در قلبش نسبت به معروف و منكر داشته باشد.
3) ايها الناس، يجمع الناس الرضا و السخط. و انما عقرباقه ثمود رجل واحد فعمهمالله بالعذاب لما عموه بالرضا:[54] اي كردم، رضا و سخط است كه مردم را جمع كرده و هماهنگ مينمايد. فاقه ثمود را فقط يك نفر از قوم ثمود پي كرد، ولي خداوند همه آنها را عذاب كرد، چرا كه ديگران نيز به عمل آن فرد راضي بودند».
4) ادني الانكاران ان تلقي اهل المعاصي بوجوه مكفهره:[55] حداقل مرتبهي نهي از منكر اين است كه گناهكاران را با ترشرويي ملاقات كني.» پس از حصول نارضايتي از انجام كار ناپسند، حداقل كاري كه بايد فرد مقيد انجام دهد اين است كه با چهره طبيعي با فرد گناهكار مواجه نشود، بلكه اخم نموده و عدم رضايت خودش را از آن كار ناپسند به نوعي بنماياند. از اين روايت و روايتهاي قبل استفاده مينماييم كه دوست داشتن معروف و دوست داشتن منكر در قلب، گرچه به نوبه خود پسنديده است، اما كافي نيست و فرد بايد پس از اين حب و بغض، عكسالعمل ظاهري نيز از خود نشان دهد. قبلاً به هنگام بحث از شرايط و خصوصيات آمر و ناهي روايت(شماره 11 قسمت الف گفتار سوم) از قول حضرت آورديم كه فرمود: «كسي نباش كه صالحان را دوست دارد، ولي عمل آنان را انجام نميدهد و گناهكاران را دوست ندارد، ولي خودش از آنهاست».
بنابراين پس از دوست داشتن عمل صالح و صالحان، بايد سعي كرد كه همانند آنها شد تا ديگران نيز به اين كار تشويق شوند. همچنين پس از حصول بغض و ناخشنودي در دل نسبت به گناه و گناهكاران، بايد ناخشنودي خود را از عمل آنان به نحوي(ولو با ترشرويي)، آشكار نمود و متعاقب آن، بايد خود نيز از قسمت «د» گفتار اول نيز كه در بحث اهميت امر به معروف و نهي از منكر آن را از قول اميرالمؤمنين عليهالسلام، آورديم، ناظر به همين معناست؛ آنجا كه فرمود: «هرگاه خير را ديديد و به سوي آن شتاب نموديد و آنگاه كه شر را ديده و از آن دوري جستيد ... رستگار و پيروزيد». اصولاً عامل بودن آمر و ناهي به اعتقادات و افكار خود، كه توقع آن را از ديگران دارد، جزء شرايط حائز اهميت است و در اين ميان، سيره عملي انسان در امور خير، خود بهترين آمر به معروف ميباشد. اين موضوع در ضمن حديث شماره 12 قسمت الف گفتار سوم نيز از قول مولاي متقيان ذكر گرديد كه فرمود: «كسي كه خود را مقتداي ديگران ميداند بايد اول خودش را آموزش دهد و كاري كند كه تأثيرش بر ديگران به واسطه سيرهاش باشد نه زبان». از مجموع مطالب گذشته چنين نتيجه گرفته ميشود كه در كلام علي عليهالسلام، امر به معروف در مرتبه قلبي، داراي سه مرحله است:
اول ـ دوست داشتن عمل صالح و صالحان؛
دوم ـ رفتن به طرف عمل صالح و صالحان؛
سوم ـ انجام عمل نيك، طوري كه مايه تأسي ديگران گردد.
همچنين نهي از منكر در مرتبهي قلبي داراي سه مرحله است:
اول ـ بعض و سخط نسبت به گناه و گناهكاران؛
دوم ـ برخورد ترشرويانه با گناهكاران؛
سوم ـ دوري جستن و اجتناب از عمل زشت.(تا مايه عبرت ديگران باشد)

گفتار پنجم ـ ترك امر به معروف و نهي از منكر
از آنجا كه اين دو فرضيه بر مسلمانان واجبند، طبعاً ترك آنها نيز حرام است. در روايتها و احاديثي كه از نظر گذشت، مذموم بودن ترك اين فريضه به خوبي مستفاد ميگردد؛ بويژه روايتهاي مربوط به گفتار و جواب امر به معروف و نهي از منكر و ديگر مباحث گذشته و آتي كه به دنبال خواهد آمد. در اينجا دسته ديگري از كلمات و سخنان وارد شده از حضرت امير عليهالسلام، را ارائه مينماييم كه بيشتر اختصاص دارند به ترك امر به معروف و نهي از منكر، آثار مترتب بر اين ترك و همچنين علل و عواملي كه انسانها را وادار به ترك اين فريضه مينمايد. لذا اين بحث را در دو قسمت بيان ميكنيم.
الف ـ آثار ترك امر به معروف و نهي از منكر:
1) «اذا لم يأمروا بالمعروف و لم ينهوا عنالمنكر، لم يتبعوا الاخيار من اهل بيتي:[56] هر كه مردم به معروف و نهي از منكر نكنند، در آن هنگام است كه از نيكان و برگزيدگان اهل بيت من پيروي نميشود». بزرگترين خطر و ضرري كه در اثر ترك امر به معروف و نهي از منكر متوجه جامعه اسلامي ميشود، اين است كه مسلمانان از نيكان اهل بيت تبعيت و پيروي نميكنند و در عوض تابع نااهلان و فاسدان خواهند گرديد. بنابراين، يكي از آثار سوء ترك اين فريضه، گمراهي و ضلالت است كه گرفتار جامعه ميشود؛ چرا كه دنبالهرو هاديان و راهنمايان معصوم و امين نگرديده و زمام امور خود را به دست افراد ناباب خواهند داد؛ همانگونه كه در صدر اسلام و پس از رحلت پيامبر اكرم صلياللهعليهو آله و نيز پس از شهادت اميرالمؤمنين عليهالسلام، اين اتفاق افتاد.
2) «انالله لم يلعن القرن الماضي بين ايديكم الا لتركهم الامر بالمعروف و النهي عن المنكر. فلعنالله السفهاء لركوب المعاصي و الحكماء لترك التناهي:[57] خداوند افراد قرن گذشته و پيش از شما را لعن نكرد مگر به خاطر اينكه آنان امر به معروف و نهي از منكر را ترك كردند. لذا خداوند نادانها را به خاطر ارتكاب معاصي و حكما و دانشمندان را به دليل ترك تناهي و باز نداشتن گناهكاران مورد لعن قرار داده است».
3) «لا تتركوا الامر بالمعروف و النهي عن المنكر فيولي عليكم شراركم ثم تدعون فلا يستجاب لكم:[58] امر به معروف و نهي از منكر را ترك نكنيد؛ زيرا بدان بر شما مستولي ميشوند و آنگاه دعا ميكنيد(براي نجات از آن وضع) ولي دعاي شما مستجاب نميشود».
4) «ايها الناس لولم تتخاذلو عن نصرالحق و لم تهنوا عن توهين الباطل، لم يطمع فيكم من ليس مثلكم و لم يقو من قوي عليكم:[59] اي مردم، اگر در ياري حق پستي به خرج نميداديد و در تحقير و كوچك كردن باطل سستي نميكرديد، هرگز كسي كه از شما نسبت به شما طمع نميورزيد و هيچگاه فرد قوي بر شما مسلط نميگشت».
5) «انما هلك من كان قلبكم حينما عملوا بالمعاصي و لم ينهاهم الربانيون و الاحبار عن ذلك ... فنزلت بهم العقوبات:[60] گذشتگان به اين دليل هلاك شدند كه مرتكب گناه ميشدند و رهبران و پيشوايان مذهبي، آنان را از منع نميكردند ... لذا مجازاتهاي خداوند شامل حالشان گرديد».
6) «انهم لما تمادوا في المعاصي و لم ينهاهم الربايون و الاحبار عن ذلك، نزلت بهم العقوبات:[61] آنگاه كه پيشينيان تمايل به گناه پيدا كردند و پيشوايان مذهبي و پرهيزگارانشان آنان را از گناه باز نداشتند، عقوبتها بر آنان نازل گرديد».
7) «ظهر الفساد فلا منكر مغير و لا زاجر مزدجرا فبهذا تريدون ان تجاورواالله في دار قدسه و تكونوا اعز اوليائه؟ هيهات لا يخدعالله عن جنته و لا تنال مرضاته الا بطاعه: فساد آشكار شده است اما كسي نيست كه آن را تغيير دهد و بازدارندهاي نيست كه آن را باز دارد. آيا اينگونه ميخواهيد در منزلگاه قدس الهي با خداوند مجاور و همنشين شويد و از عزيزترين اولياي او به حساب آييد؟ هرگز! خداوند را در مورد بهشتش نميتوان گول زد و جز با اطاعت نميتوان رضاي او را به دست آورد».
با جمعبندي روايتها و احاديثي كه گذشت، در مجموع از ديدگاه امام علي عليهالسلام، آثار زير ناشي از ترك فريضه امر به معروف و نهي از منكر خواهد بود:
1) عدم پيروي از اهلبيت و دنبال نااهلان رفتن(گمراهي)؛
2) لعنت خداوند كه شامل هر دو قشر سفيه و عالم جامعه خواهد شد؛
3) مستولي شدن بدان و انسانهاي شرور جامعه بر ديگران؛
4) عدم استجابت دعا؛
5) به طمع افتادن بيگانگان و اقويا در مورد مسلمانان؛
6) هلاكت مردم و سرازير شدن سيل بلاها بر آنان؛
7) عدم امكان مجاورت و همنشيني با خداوند؛
8) عدم امكان اينكه انسان جزء اولياي عزيز خداوند بشود؛
9) بيخاصيتي انسان(ميت الاحياء).
نكته اخير را قبلاً در بحث مراتب امر به معروف و نهي از منكر در حديث شماره «3» قسمت «الف» گفتار چهارم مورد بحث قرار داديم و ساير نكات هشتگانه مذكور نيز در چند روايت اخير نهفته است.

ب ـ علت ترك امر به معروف و نهي از منكر
اين موضوع داراي دامنه وسيع و گستردهاي است و به همين دليل بسيار جاي تأمل دارد؛ چراكه انسان پس از اين همه تأكيدات كه در شرع اسلام نسبت به اهميت و فضيلت امر به معروف و نهي از منكر و همچنين آثار و بركات اجراي آن و نيز آثار و عواقب سوء ترك آن شده است، همچنان بيتوجهي كرده و از انجام آن سرباز ميزند. در اينجا در حد اختصار و با استعانت و استمداد از كلمات پر مغز اميرالمؤمنان، مطالبي را در خصوص علت ترك اين فريضه عرضه ميداريم.
1) «ان الامر بالمعروف و النهي المنكر لا يقربان من اجل و لا ينقصان من رزق: امر به معروف و نهي از منكر نه مرگي را نزديك ميكند و نه موجب كاستي رزق و روزي ميگردد». اين كلام اميرالمؤمنين گويا در جواب يك سؤال مطرح شده است و آن اينكه «آيا امر به معروف و نهي از منكر موجب ضرر جاني و يا مالي ميگردد؟» كه حضرت عقيدهاي برخلاف آن را مطرح مينمايند. اين معنا مجموعاً سهبار ديگر در قول آن حضرت(با اندكي تفاوت)، بيان گرديده است.[64] بنابراين مهمترين عامل بازدارنده مسلمانان از اجراي فريضه مقدس امر به معروف و نهي از منكر از نظر رواني براساس ديدگاه امام علي عليهالسلام، عبارت از «بيم و خوف جاني و ترس از ضرر مالي» است.
گفتار ششم ـ امر به معروف و نهي از منكر و اقامه حدود
در روايتهاي شماره 2و 3 قسمت «الف» گفتار اول و شماره «2» قسمت «د» گفتار اول و حديث قسمت «ب» گفتار سوم ملاحظه شد كه گاهي فريضهي امر به معروف و نهي از منكر با فريضهي ديگري به نام «اقامهي حدود» يا «حفظ حدود» و يا «اقامهي امر خداوند» تكميل گرديده است. روشن است كه اقامه حدود خود نوعي نهي از منكر ميباشند منتها اين مرتبهي از نهي از منكر، داراي ويژگي خاصي است و به همين علت در كتابهاي فقهي باب خاصي به آن اختصاص يافته است.[65] اقامه حدود خود داراي شرايط خاصي ميباشد و وظيفهي همگاني نيست؛ بلكه به عهدهي فقها، حاكمان شرع و رهبران جامعه است كه به اقامه حدود الهي بپردازند.
در روايت دوم از قول حضرت علي، عليهالسلام آورديم كه فرمود: «غايت دين، امر به معروف و نهي از منكر و اقامه حدود است». در روايت سوم فرمود: «قوام شريعت به امر به معروف، نهي از منكر و اقامه حدود است». در روايت دهم آمده است كه آن حضرت فرمود: «هركس سه خصلت در او باشد از شر دنيا و آخرت در امان است: امر به معروف، نهي از منكر و حفظ حدود الهي». حفظ حدود الهي كه در اينجا بيان گرديده است، از «اقامه حدود» عامتر بوده و با امر به معروف و نهي از منكر بيشتر مطابقت دارد. در روايت شانزدهم، حضرت همگان را به مسابقه براي اقامهي حدود الهي و امر به معروف فرا ميخواند. و بالاخره در حديث قسمت «ب» گفتار سوم، صفات اقامهكننده امر خداوند را اينگونه برشمرد:
1) مدارا نميكند؛
2) سازش نميكند؛
3) از مطامع و حرص و آز تبعيت نميكند. اقامه امر خداوند نيز اصطلاحي عام و دربر گيرندهي امر به معروف، نهي از منكر و اقامه حدود است.
گفتار هفتم ـ امر به معروف و نهي از منكر و جهاد
از ديدگاه امام علي عليهالسلام، امر به معروف و نهي از منكر هر يك شعبهاي هستند از شعب جهاد.
1) «ايايمان علي اربع دعائم: علي الصبر و اليقين و العدل و الجهاد ... و الجهاد منه علي اربع شعب: علي الامر بالمعروف و النهي عن المنكر و الصدق في المواطن و شنآن الفاسقين:[66] ايمان بر چهار پايه استوار است: صبر، يقين، عدل و جهاد.(آنگاه حضرت به ترتيب براي هر پايه، چهار شعبه را برميشمارد تا به جهاد ميرسد. جهاد چهار شعبه است: امر به معروف، نهي از منكر، صدق و راستي در هر حال و دشمني با فاسقان». در روايت شماره پنج كه شرح آن گذشت نيز ديديم كه حضرت، ارزش امر به معروف و نهي از منكر را از همه اعمال نيك و حتي جهاد در راه خدا بالاتر ميداند. در روايت شماره 37 قسمت «ج» گفتار سوم نيز ملاحظه شد كه حضرت پس از آنكه خطاب به امام حسن عليهالسلام، در وصيتنامهاش فرمود: «و أمر بالمعروف تكن من اهله» و پس از آن فرمود: «و انكر المنكر بيدك و لسانك و باين من فعله بجهدك»، در ادامهي موضوع، جهاد را به ميان كشيده و ميفرمايد: «و جاهد فيالله حق جهاده و لا تأخذك فيالله لومه لائم» لذا ارتباط تنگاتنگ امر به معروف و نهي از منكر با جهاد و ارزش والاي هر يك از اين فرايض به خوبي در گفتار آن امام مشهود است.

گفتار هشتم ـ امر به معروف و نهي از منكر و نصيحت
نصيحت شيوهاي است كه در امر به معروف و نهي از منكر لساني بايد مورد توجه آمر و ناهي باشد و از اين ابزار به خوبي در راه هدف مقدسش استفاده نمايد. همچنين از آنجا كه همه انسانها جايزالخطا هستند، طبعاً همگي نيازمند نوعي نصيحت از جانب همرزمان خود ميباشند. در ميان آثار و روايتهاي رسيده از امام علي عليهالسلام، تعابير و مطالب بسيار مغتنم و نغزي در خصوص ارزش نصيحت و همچنين نصيحتپذيري وجود دارد كه در اينجا چشمهاي از آن را ذكر ميكنيم:
1) «لا خير في ليسوا بناصحين الناصحين:[67] قومي كه ناصح نباشند و نصيحتكنندگان را دوست نداشته باشند، هيچ خيري در بين آنها نيست».
2) «النصح ثمره المحبه:[68] نصيحت ميوه محبت است».
3) «من قبل النصيحه أمن الفضيحه:[69] كسي كه پذيراي نصيحت باشد، از رسوايي در امان است».
4) «من اكثر التوفيق الاخذ بالنصيحه:[70] بيشترين توفيق در قبول نصيحت است».
5) «من ساتر عيبك فهو عدوك: كسي كه عيب ترا پنهان دارد، دشمن توست».
احاديث مذكور در كوتاهترين و موجزترين كلمات به بهترين نحو، ارزش فضيلت نصيحت، نصيحتكنندگان، نصيحتپذيران، دوستداران ناصحان و همچنين عدم پنهان نمودن عيبهاي ديگران را بيان ميكند.
گفتار نهم ـ امر به معروف و نهي از منكر عامه نسبت به خاصه و حكام
همانطور كه در ضمن حديث شمارهي 5 قسمت «الف» گفتار اول آورده شد؛ آن حضرت تمام كارهاي نيك و حتي جهاد در راه خداوند را در مقابل امر به معروف و نهي از منكر همانند قطرهي آبي در برابر دريايي پهناور دانستند. در ادامهي اين كلام نوراني مطلب عجيبي را بيان ميدارند و اضافه مينمايند كه از امر به معروف و نهي از منكر بالاتر هم داريم و آن، گفتن سخن حق نزد حاكم ظالم است.
1) «... و افضل من ذلك كله كلمه عدل عند امام جائر:[71] بالاتر از همه اينها اعمال نيك، جهاد در راه خدا، امر به معروف و نهي از منكر، سخن عادلانهاي است كه در مقابل پيشواي ظالم گفته شود». آن حضرت در جاي ديگر به مردم ميگويند: «من دو حق بر گردن شما دارم؛ اول وفاي به بيعت و دوم نصيحت كردن من به صورت آشكار و پنهان است»
2) «و اما حقي عليكم فالوفاء باليعه و النصيحه في المشهد و المغيب:[72] حق من بر شما وفاي به بيعت و نصيحت آشكار و نهان است». بنابراين از منظر امام، عامهي مردم و آحاد جامعه نه تنها وظيفه دارند كه مقابل پيشواي ظالم بايستند و او را از معصيت باز دارند، بلكه در مقابل پيشواي عادل و معصومي همچون خودش هم حق دارند او را نصيحت كنند و بالاتر از آن، اينكه اين نصيحت يك تكليف است و حق امام بر مردم است كه بايد مردم آن را ادا نمايند! در جايي ديگر به مردم تذكر ميدهد كه اگر به اين وظيفه و حق و حق خود يعني امر به معروف و نهي از منكر نسبت به حاكم عمل نكنند، مستوجب عقوبت و مجازات الهي خواهند بود.
3) «انالله لا يعذب العامه بذنب الخاصه اذا عملت الخاصه بالمنكر سراً من غير أن لا تعلم العامه. فاذا عملت الخاصه بالمنكر جهاراً فلم تغير ذلك العامه استوجب الفريقان العقوبه منالله عزوجل:[73] هرگاه خاصه بطور پنهاني و به گونهاي كه عامه نفهمند مرتكب منكر شوند، خداوند عامه را عذاب نميدهد. ولي اگر خاصه بطور علني و آشكار مرتكب منكر گردند و عامه براي تغيير و اصلاح آنان اقدام نكنند، هر دو گروه(عامه و خاصه) سزاوار عقوبت و مجازات خداوند عزوجل ميباشند».
بنابراين عوام مردم نسبت به گناهان خواص چنانچه پنهاني و غيرعلني صورت بگيرد، به گونهاي كه همگان از آن آگاه نگردند. مسئوليت و تكليفي نداشته و خداي متعال نيز آنان را از اين نظر مستوجب عقاب نميداند. اما آن زمان كه خواص جامعه بطور علني و آشكارا مرتكب اعمال ناشايست گردند، وظيفهي عموم مردم است كه نهي از منكر نمايند و مانع از ارتكاب معاصي و منكرات گردند. اگر در اين حال عامه وظيفهي خود را انجام نداده و به بهانهاي زمينه را براي معصيت خاصه از بين نبرده و آنان را نهي از منكر نكنند، هر دو گروه(عامه و خاصه) استحقاق عقاب و عذاب الهي را پيدا نموده و خداوند و خداوند عزوجل آنان را مجازات خواهد كرد.
گفتار دهم ـ خلاصه و نتيجه بحث
ديديم كه امام اول شيعيان و مولاي متقيان، امر به معروف و نهي از منكر را «افضل اعمال لق»، «غايت دين»، «قوام شريعت»، «صفت خداوند» و «بالاتر از همهي اعمال نيك و جهاد در راه خداوند» معرفي مينمايد كه همگي دلالت بر فضيلت اين فرضيه دارد. همچنين ملاحضه كرديم كه در خصوص آثار و بركات اين دو فرضيه فرمود كه آمر به معروف در زمره «اهل معروف» قرار ميگيرد و به مؤمنان پشتگرمي ميدهد. ناهي از منكر نيز بيني كفار و منافقان و فاسقان را به خاك ماليده از مكر و نيرنگ آنان در امان ميماند. سلامت دنيا و آخرت، ثواب مضاعف و اجر فراوان از ديگر فوايد اجراي امر به معروف و منكر است. علاوه بر آن، حضرت امر به معروف و نهي از منكر را معيار سنجش اعمال و نيز شايسته و سزاوار مسابقه و رقابت ميدانند. همهي اين مطالب را براي بيان اهميت امر به معروف و نهي از منكر و اثبات جايگاه ويژه و خاص آن در بين ساير فرايض ذكر نموديم.
آنگاه مسأله وجوب امر به معروف و نهي از منكر(صرفنظر از اهميت فراواني كه براي آن ذكر كرديم) مورد بحث قرار گرفت و با بيان چهار روايت از آن امام بزرگوار، وجوب اين دو فريضه مورد تأكيد قرار گرفت. عامل بودن آمر و ناهي، سازشناپذيري و بيتوجه بودن به ملامت ديگران در راه اجراي فريضهي امر به معروف و نهي از منكر، از خصوصيات بارزي هستند كه از ديدگاه امام علي عليهالسلام، لازم است آمر و ناهي آنها را مراعات كند. مراتب سهگانهي امر و نهي(قلبي، لساني، يدي) و ارزش و اعتبار يكي از آنها به خوبي در كلام علي عليهالسلام، مورد توجه و عنايت قرار گرفته و در اين ميان، مرتبهي اول، كه اساس و مبناي ديگر مراتب است، بيشتر مورد اهتمام آن حضرت قرار گرفته است و از ديدگاه امام، كسي كه امر به معروف و نهي از منكر را در مرتبه قلبي ترك نمايد، مردهاي در بين زندگان است.
در بحثي ديگر، خطرات ترك امر به معروف و نهي از منكر و علت و عامل اصلي ترك اين فرضيه را از ديدگاه امام بيان نموديم. از جمله آثار و خطرات ترك امر به معروف و نهي از منكر عبارت است از: گمراهي، لعن خداوند، حاكميت اشرار، عدم استجابت دعا، نفوذ بيگانگان و اقويا در امور مسلمانان، نازل شدن بلاها و هلاكت مردم، عدم امكان مجاورت و همنشيني با خداوند براي بندگان و اولياي الهي. در گفتارهاي ديگر رابطهي امر به معروف و نهي از منكر نسبت به «اقامهي حدود»، «جهاد» و «نصيحت» بيان شد. در پايان نيز كلمات گهربار ديگري را از آن حضرت درخصوص اين موضوع كه عوام مردم وظيفه دارند حكام و خواص را نهي از منكر نموده و در برابر خطاها و منكرات آنها ساكت ننشينند، آورديم.

پينوشتها:
[1]. الآمدي، عبدالواحد. غررالحكم و دررالكم. مؤسسه الا علمي للمطبوعات، بيوت: 1470 ه/ 1987 م، ج 1، ص 103، شماره 1198.
[2]. همان، ج 2، ص 45، شماره 28.
[3]. همان، ص 80، شماره 104.
[4]. الصالح، صبحي. شرح نهجالبلاغه. دارهالهجره، قم: 1412 ه.ق، خطبه 156، ص 219.
[5]. ابنابيالحديد، ابوحامد. شرح نهجالبلاغع. داراحياء التراث العربي، بيروت: 1409 ه/ 1989 م، جزء 19، صص 410 ـ 411.
[6]. ابنفارس، ابوالحسين احمد. معجم مقاييس اللغه. انتشارات دفتر تبليغات اسلامي، قم: 1404 ه، ج 5 ص 457. الراغب الاصفهاني. المفردات في غريب القرآن. دفتر نشر كتاب، بيجا، 1404 ه، ص 500.
[7]. معلوف، لويس. المنجد فياللغه. اسماعيليان، تهران: 1362، چاپ اول، ص 713.
[8]. ابنميثم، كمالالدين . اختيار مصباح السالكين. بنياد پژوهشهاي اسلامي آستان قدس رضوي، 1408 ه/ 1366 ش، نامه 31، ص 504. الآمدي. پيشين، ج 1، ص 137، شماره 189.
[9]. الآمدي. پيشين، ج 2، ص 181، شماره 603. دشتي، محمد. ترجمه نهجالبلغه. انتشارات مشرقين، قم: 1379 ش، چاپ چهارم، نامه 31، ص 630.
[10]. الامدي. پيشين، شماره 604. دشتي. پيشين، الكليني، ابوجعفر. اصول كافي. ترجمه و شرح سيدجواد مصطفوي، انتشارات علميه. اسلاميه، تهران، بيتا، ج 3، ص 85.
[11]. الكليني. پيشين، ص 85.
[12]. الآمدي. پيشين، ج 2، ص 236، شماره 1422.
[13]. همان، ج1، ص 238، شماره 272.
[14]. الكليني. پيشين، ج 1، ص 113.
[15]. الآمدي. پيشين، ج 1، ص 61، شماره 1297.
[16]. همان، ص 116، شماره 2157.
[17]. البقره/ 194.
[18]. الراغب الاصفهاني. پيشين، صص 187 و 371.
[19]. الآمدي. پيشين، ج 1، ص 287، شماره 183.
[20]. همان، ص 252، شماره 34.
[21]. همان، ج 2، ص 64، شماره 82. فيض الاسلام، علي نقي. ترجمه و شرح نهجابلاغه. به خط طاهر خوشنويس، بيتا، بيجا، حكمت 365، ص 1262.
[22]. الآمدي. پيشين، ج 2، ص 107، شمارههاي 43 و 50.
[23]. الكليني. پيشين، ج 1، ص 194.
[24]. مركز تحقيقات اسلامي نمايندگي وليفقيه در سپاه، امر به معروف و نهي از منكر. 1371 ش، چاپ اول، ص 123 به نقل از بحارالانوار ج 100، ص 77.
[25]. الشيخ البهائي، ابوالفضل محمد. الاربعون حديثاً. مؤسسه النشر الاسلامي، قم: 1415 ه.ق، الحديث الثاني عشر، ص 217 ـ 218.
[26]. همان؛ نوري، حسين. امر به معروف و نهي از منكر. ترجمه محمد محمدي اشتهاردي، دفتر تبليغات اسلامي، قم: 1378، صص 246 ـ 151.
[27]. الآمدي. پيشين، ج 1، ص 150، شماره 79.
[28]. همان، ص 258، شماره 9.
[29]. همان، شماره 10. دشتي. پيشين، خطبه 175، ص 332.
[30]. الآمدي. همان، 2، ص 98، شماره 64.
[31]. همان، شماره 65.
[32]. همان، ص 107، شماره 36.
[33]. همان، ص 106، شماره 35.
[34]. همان، ص 108، شماره 58.
[35]. دشتي، پيشين، خطبه 222، ص 454.
[36]. همان، حكمت 150، ص 662.
[37]. دادسراي انقلاب اسلامي مبارزه با مواد مخدر و منكرات تهران. شيوههاي صحيح امر به معروف و نهي از منكر. سازمان تبليغات اسلامي، ص 148 به نقل از حكمت 142 نهجالبلاغه.
[38]. همان، ص 144. به نقل از حكمت 70 نهجالبلاغه.
[39]. دشتي. همان، خطبه 105، ص 194.
[40]. عليزاده، ابوالقاسم. نظارت ملي يا امر به معروف و نهي از منكر. دفتر تبليغات اسلامي، قم: 1371 ش، ص 119 به نقل از ميزانالحكمه ج 10 ص 58.
[41]. فيضالاسلام. پيشين، خطبه 129، ص 401.
[42]. ابن ابيالحديد. پيشين، ج 2، جزء 8، خطبه 129، ص 352. فيض الاسلام. پيشين.
[43]. عبده، محمد. شرح نهجالبلاغه. دارالذ خائر للمطبوعات، قم: 1412 ه/ 1370 ش، حكمت 111، ص 682.
[44]. ر.ك. حديث شماره 6.
[45 و 46]. ترجمه و شرح اين دو عبارت در ادامه مباحث(مراتب امر معروف و نهي از منكر) آمده است.
[47]. دشتي. پيشين، نامه 31، ص 510.
[48]. الآمدي. پيشين، ج 1، ص 137، شماره 189. دشتي. پيشين.
[49]. الآمدي. پيشين، ص 229. شماره 200، عبده. پيشين، حكمت 373، ص 745.
[50]. الآمدي. پيشين، ج2، ص 63، شماره 80. عبده. پيشين، حكمت 374، ص 745.
[51]. صبحي الصالح. پيشين، حكمت 375، ص 542.
[52]. الامدي. پيشين، ج 1، ص 287، شماره 180.
[53]. عليزاده. پيشين، ص 37(به نقل از بحار ج 100، ص 96 و ميزان الحكمه، حرف 4، ص 269).
[54]. مركز تحقيقات اسلامي سپاه. پيشين، ص 136، به نقل از خطبه 201 نهجالبلاغه.
[55]. مشكيني، علي. امر به معروف و نهي از منكر. انتشارات ياسر، قم، بيتا، ص 49(به نقل از وسايل ج 6 باب 1)
[56]. الآمدي. پيشين، ج 1، ص 286، شماره 176.
[57]. فيضالاسلام. پيشين، خطبه 234، ص 808.
[58]. ابنميثم. پيشين، نامه 46، ص 535.
[59]. همان، خطبه 165، ص 349.
[60]. كوراني، علي. امر به معروف و نهي از منكر. دفتر نشر فرهنگ اسلامي، 1371 ش، تهران، چاپ ششم، ص 21.
[61]. مشكيني. پيشين، ص 7(به نقل از وسائل باب 1 ح 7)
[62]. دشتي. پيشين، خ 129، ص 246.
[63]. الآمدي. پيشين، ج 1، ص 238، شماره 272.
[64]. دشتي. پيشين، خ 156، ص 290. عبده. پيشين، حكمت 374، ص 746. الخرازي، السيدمحسن. الامر بالمعروف و النهي عن المنكر. مؤسسه النشر الاسلامي، قم: 1415 ه ق، ص 27(به نقل از كافي 5/57).
[65]. از جمله بنگريد به: المحقق الحلي، جعفربن الحسن، شرائع الاسلام في مسائل الحلال و احرام. مطبعه الاداب فيالنجف الاشرف، 1389 ه/ 1969 م، ج 1، ص 344 و ديگر كتب فقهي كه معمولاً در مباحث خود ترتيب محقق حلي را رعايت نمودهاند.
[66]. الكليني. پيشين، ج 3، صص 84 ـ 85؛ دشتي. پيشين، حكمت 31، ص 628 ـ 630.
[67]. عليزاده. پيشين، ص 116، به نقل از ميزان الحكمه 10 /61.
[68]. همان.
[69]. همان، ص 118(به نقل از غررالحكم و ميزان الحكمه 10/ 59).
[70]. همان، ص 119(به نقل از غررالحكم و ميزان الحكمه10/60).
[71]. عبده. پيشين، حكت 374، ص 746؛ الآمدي. پيشين، ج 1، ص 238، شماره 272.
[72]. فيضالاسلام. پيشين، خ 34، ص 114.
[73]. صافي گلپايگاني، لطفالله. راه اصلاح يا امر به معروف و نهي از منكر. دفتر انتشارات اسلامي، قم: 1373، ص 52 ـ 53(به نقل از وسايل 11/407).
برگرفته از سايت مقام معظم رهبري(مدظله العالي)khmenei.ir
مباني،آثار و آسيب هاي فرهنگ جهاد و شهادت از ديدگاه حضرت امام خميني (ره)
فرهنگ ايثار و شهادت و مساله امنيت ملي
احياي فرهنگ ايثار وشهادت
عوامل رشد وانحطاظ فرهنگ ايثار وشهادت با تاكيد بر قرآن وسنّت
متن مصاحبه ايرنا با مادر بزرگوار شهيد محمد رضا علي گليان
درسهاي عاشورا از نگاه مقام معظم رهبري (مدظله العالي)
نحوه شهادت شهيد محمد علي دولت آبادي
شهيد استوار دوم محمدعلي دولت آبادي
مشورت در آيات وروايات
شهيد محمد علي دولت آبادي شهيد راه نظم وامنيت
شهادت دريچه اي به سوي نور
جملات زيبا ازمقام معظم رهبري(مدظله العالي) در باره شهادت